بهتره اعلام برائت کنی
یه بارکی جونتو راحت کنی
از شر این جماعت لا کلاس
که ادعاشون میرسه لاس وگاس!
جماعتی که حرفشون شعاره
خورد و خوراکشون همش"... یا..."

قافیه مون اینجا دو گانه می شه»
دوگانه سوزه این بشر همیشه!»

می ریم دوباره سر اصل مطلب:

اینا که اعتبارشون دروغه
خزعبلاتشون همش تو بوقه
همیشه صدر خبرای داغن
با کله گنده ها ی بد ایاغن
اینا که احساس کیاست دارن
دسی تو مبال سیاست دارن
همینا که اعضای حزب بادن
آتو به دس هیچ کسی ندادن
اینا که هر لحظه یه رنگی می شن
خال خال و راه راه و پلنگی می شن
 هرچی بشه یه جوری جوگیر می شن
با خودشون بی خودی درگیر می شن

اینا که روی خط عشق و کیفن
آنتی ویروس آپ تو دیت صیفن
همینا که ماهن و پاستوریزه
نجابت از نگاهشون می ریزه!

اینا که شعراشونو یکی دیگه
بابت بعضی از مسائل میگه!
اینا که اعتماد به نفسشون
تصاعدی میرسه تا آسمون

همینا که وقتی بهت می رسن
رفیق جون جونین و مخلصن
ولی اگه پشت سرت بتونن
فاتحه تو با آب و تاب می خونن

اینا که عاشقای سینه چاکن
نمیدونی برای کی هلاکن!
نمیدونی تو چنته شون چی دارن
که اینهمه باهاش کلاس می ذارن
تو روز روشن جیبتو می زنن
پا پنبه پوست سرتو می کنن
نه شکل دوستن نه شبیه دشمن
بکن از این جماعت ملون!

* اندر باب نصیحت شخص خودمان !

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 17:35 | لینک  | 


   عجالتاْ اخبار خوب چی دارین؟
   ازدلخوشی واسم خبر بیارین
   گوشام پره از خبرای تیره
   از این که کی جون کیو می گیره
   شام و نهارمون شده اغتشاش
   کوهِ نمک بریز و فلفل بپاش
   قضایا تنده و زیادی شوره
   آدمو می سوزونه عین کوره
   اینقده ماجرا قر و قاطیه
   که می مونی اصل قضیه چیه
 
   دماغ گرگا بوی خون شنفته
   دارن میان یواش و شسته رفته
   دساشونو که زیر در ببینی
   صافه و براقه شبیه چینی
   رو دندوناشون لمینیت کشیدن
   پشماشونو شبیه بره چیدن
   تا ندونن که قاپتو دزدیدن
   پنجولاشونو نشونت نمیدن
   یه خورده مشکله شناساییشون
   گریم شده چهره هر جایی شون
   ما صاف و ساده ایم بجون داداش
   گول می زنن ما رو قماش کلاش
   «البته جونم به زبون ساده
   قبای گرگا واسه ما گشاده»

   من که تو بحثای سیاسی بیقم
   اینو میگم چون با شما رفیقم  
   جور نمیشه ترحم و کیاست
   بازی بی مرامیه سیاست
   آدم میشه وسیله ارتزاق
  واسه یه عده قلدر قلچماق
  بدون دقت یهو جوگیر نشیم
  برای اهل خونه مون شیر نشیم
   تیر و قمه تو دل هم نکاریم
   از پشت پرده که خبر نداریم
   خرابه وضعمون به حد کافی
   اینم شده مصیبت اضافی
   از این ور و اونور یه پشت بوم
   تاکی بایس پایین بیفتیم؟ تموم
  
   کاشکی خرابیا رو اهل قانون
   از یه گوشه درز بگیرن برامون
   وا نمیشه گره با چنگ و دندون
   مریضو که نمی کشن پدر جون!
   حل میشه مشکلاتمون با انصاف
   بهم نمی ریزه اساس کلاف
   شلوغی"بره کُشون"جیب براس
   تا بخودت بیای کُلات رو هواس
 
   «خلاصه عاقبت نداره جونم
   این یکیو مطمئنم می دونم»
 
   نپرس عزیزم آخرش چی میشه
   قصه یه جوره آخرش همیشه
   کلاغه روبراهه آب و دونه اش
   ولی نمی رسه کجا؟ به خونش
   بالا میری دوغه و پایینم ماس
   قصه همینه نه دروغه نه راس
  
  
نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:12 | لینک  | 

                                        
کلاغـه اخــبار جدید آورده...                 
فلانی که یادته؟ طفلی مرده!
در اثر فــلان مرض، فــلان جا               
گزارش فوری و توپ میخواما!
اینقده لفتش نده که بیات شه             
بدو الــهی عــزرائیل فدات شه!
یه پیرن ســادهء مشــکی بپوش          
اون میکرفن سیاهه رو ببر، کوش؟
هرکی باهاش خاطره داشته بگو         
تعــریف کــنه برای ما مــو به مــو!
هر چی خودمونی باشه بهتره
تکــیه کلام و شوخی یادت نره!
عکــسای یادگـاری شـو با مرده
بفرسه صاف و صوف و تا نخورده
یه شعر خوب طبق روال مرسوم
بگن واســه مدح و رثای مرحــوم!
که چاپ کنیم تو نشریات معروف
بدو برو دیگه... فضــولــی موقوف!
* مصــاحبه با گریــه یادت نره!
هرچی درام ترش کنی بهتره
دو سه تا بازیگر خوب نیازه
برای ختم و تشییع جنازه!
فیلم مراســم به خاک سپاری...
اعلامیه ش! یادت باشه بیاری
برای دعوت از عــموم مــردم
تو شب سه و هفته و چهلم
پوستراشو بچسبونین رو دیوار
مکــانای شــلوغ و پر طــرفــدار
هر کی بمیره واسه ما عزیزه
حتی اگه مرده باشه یه ریزه!
هرکــی بمیره میره صــدر اخبار
چه حکمتی داره بمونه، این کار!
آدما دوس دارن خبر بخونن
ریز هــمه حــوادثو بــدونن
از طــرف خــبر گــزاری «چیز»
یه تاج گل ببر واسه این عزیز
یادت باشــه گــرون و آبرومــند
شوخی ندارم بچه بیخود نخند!
خلاصــه کامل باشــه این گــزارش
می خوام حسابی بزنه توی چش
مردن همه مخارجش یه باره
آدم مـــرده دردســـر نــداره!
هر سن و سالیم بگی می تونه
اخــبار و مرگ و میرو هی بخونه
یه خــبر سالــمه و بی ضــرر
مرده ها بی زبونن و بی خطر!
هرکی بخواد یه شبه مشهور بشه
از اینــجا بهــتره کــمی دور بشه
یعــنی بلا نسبت تون بمیره
تا دنیا هی ازش خبر بگیره!
زندگــی ارزشــی نداره آقا...
خوشا به حال همهء مرده ها!

* مصاحبه با گریــه یادت نره! « والله این گ ر ی ه است... نه گربه!»

** یکی از دوستان عزیز لطف کردن و لینک این عکسو فرستادن و فرمودن:«بذارین تو وبلاگتون و براش یه شعر عاشقانه بگین!»... منم دیدم به حال و هوای این پست بیشتر می خوره تا... این بود که گذاشتمش اینجا!                   

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 0:38 | لینک  | 


روی چِشَم! گور بابای غصه
بایس بخندیم به غما درسه

قراره دگلشا بشه مطالب
طنز و فکاهیات خیلی جالب!

گریه نداره واسه ما افاده
که البته یه ذره شم زیاده

رومون سیا اشکاتونو نبینیم
تقصیر ما نیس که مال زمینیم!

حال و هواش همینه قاطی پاتی
گیر افتادیم توی عجب بساطی!

شانس میوردیم یه جا توی مریخ
کنار یه قمر با موی سیخ سیخ

آیس پک و شاتو بریان می خوردیم
تو لاتاریش فقط طلا می بردیم

دس ما باشه اینجوری نمی شه
چشامونم بابا غوری نمی شه

بما باشه درو رو غم می بندیم
از لج غصه ها یه ریز می خندیم

به هرکی و هر اتفاقی بشه
حیفه نخندیم مگه خنده چشه؟!

تقصیر این جناب اوس کریمه
به ما که می رسه اساسی جیمه

البته نه اینکه بره نباشه
می خواد بدونه بندهه باهاشه

یادش می افته تو روزای تیره
سراغی از غیر خدا می گیره

مدرسه دنیا با امتحانه
شروع بشه بهانه بی بهانه

خلاصه که غریبِ کار زمین
فهمیدنش زیادی سخته همین!

از بسکه بی آی کیو و تنبلم
هنوز می بینی کلاس اولم

هنوز تو آزمون دُرُس و خطام
اصاً ولش کن نمی دونم کجام

تا که بیای بفهمی مردی خلاص
حکیم باشی یا عین من آس و پاس

عین درشکه متصل به اسبیم
عجالتاً زندگی رو بچسبیم

شادی و غم همیشه در کمینه
بخوای نخوای اصل قضیه اینه

آبغوره خوبه واسه چربی خون
اما زیادیش می شه آفت جون

حق با شماس میریم تو کار خنده
از این به بعد گریه کیلویی چنده...

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 3:51 | لینک  | 

دستور:

گربه ها رُ اخته کنین که موشا چاق و چله شن
تو «شــهر موشــا» آدمــا دووم نیــارن ذله شن

در برن از ولایتی که داره منفجر می شه
گربه ها رُ اخته کنین که آب روی آتیشــه

*... نداره جونتون هر کی تو این شر بمونه
جوجــه کشی را بندازه خر شه مکرر بمونه

جواب اهالی:

به موشا جام شوکران، سگا رُ سرب داغ میدن
گربه رُ اخته می کنن، به کفتـرا سمــاق میدن (گاهی هم چماق)

به جــای مخ به آدما، ژورنالای دمــاغ میدن
برای درس چهچهه، یه سی دی کلاغ میدن

ما عین بند تنبونیم، عینهو کش در نمیریم
از در دیگ این دیار، به سادگی سر نمیریم

گربه های جســورمون، با موشــا وصلت می کنن
«گربه موشای» نازنین، با سگامون چت می کنن

زاد و ولــد تو این دیار، رســم و رســومی نداره
هر کی میتونه هر جایی هر چی دلش خواس بکاره

البته موش و گربه و سگ اتحادشون به جاس
قضیــــه نسل آدمــه، که دیــگه رو به انتهاس!

* اونا گفتن... به من هیچ مربوطی نداره!

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 3:46 | لینک  | 


کبکای کُرچ بی دل و دماغیم
تو کف ناز و عشوه کلاغیم
کلاغای چش زاغ مو طلایی
که تعطیلاتشون میرن هاوایی
با قار قارک هاشون خبر میارن
کاری به کار دردسر ندارن
خبر های ملایم و مامانی
از رپ و کنسرت دی جی فلانی

مردهء اخبار سیاسی هستیم
با اینکه پیچ رادیو رو بستیم
با موجای کوتاه کشکیه لوس
اجباری افتادیم رو دور معکوس
رو دور جعل مدرکای عالی
طبابت دکترای خیالی
«نمایش» خدمت خلق خدا
مدرک نمی خواد والا جون شما!

پهلوونای وعده وشعاریم
تو میدونش همش طلا میاریم
مربی حرفه ایه «گول بالیم»
رئیس فدراسیون جنجالیم
قهرمون ورزش عشق و حالیم
یواشکی براش طلا میاریم
آخر برنامه و تاک تیکیم ما
لباس قشنگای المپیکیم ما

صب توی شهر غروب توی دهاتیم
محــلل کــل معــادلاتیم
یا تعطیله یا سفریم کل سال
خالیه پشت میزمون به هر حال
تو امر خیر همیشه صدر لیستیم
با هر مقام و منصبی «توریستیم»
پایه «یک به دو» و انتقادیم
راست و چپی کدومه حزب بادیم

از بسکه مازاد انرژی داریم
کل شو واسه صادرات می ذاریم
از آب و برق و گاز گرفته تا باد
هر چی که ارز آوره و پیش بیاد
تا صفر کله گنده کم میاریم...
از روی اسکناسا بر می داریم
گمون نمی کردی به این روونی
ضربتی ریشه کن بشه گرونی؟

منسجمه بنای خانواده
بسکه قوانین قوی زیاده
برای مردای «خجول و دپرس»!
یه لایحه فرستادیم به مجلس
مختص کم کردن کار زنا...!
چه معنی داره مرد یه زنه وا!
حجم طلاق پایینه تو دادگاها
این جوری دیدی زد و اومد بالا!

تمومه کارا رو اصول و حساب
گیر نمیاد تو مملکت بد حجاب
جرات نداره بزنه رو ترمز
جلوی ناموس ما حتی «لکسوز»
خلاصه که امن و امانه کشور
همه با هم خواهرن و برادر
جرم و جنایتی نمونده اینجا
مغلطه می کنی آقا بفرما...

توقف شما بلای کسبه
وبا که داریم بی خیال «حصبه»
دارو و درمون ارزون و آسونه
هرکی مریض بوده اینو می دونه!
به خاطر رفاه حال بیمار
تخت اضافی می زنیم توی غار!
دروغه کمبود پزشک و دارو
ما که ندیدیم شما ها بگین کو؟!

می بینی مردم چقد عاشق مان؟!
به خاطر ما تو ترافیک «می زان»!
تمومه برنامه ها نصفه نیمه س
وقت اضافی دور بعدی که هس!
حالا که دیگه مشکلی نداریم
میریم یه بار دیگه رای بیاریم
.......................................
همه چی حله اعتراضی نبود؟
مبارکه... بعله گرفتیم چه زود!

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 3:50 | لینک  | 


با گیوه پـاره گرچه لی لی کردیم

آســـوده چـــرا گاه ترا طی کردیم

با نیلبک شکسته ای چوپان وار

دیوانه شدیم و عقل را هی کردیم

***

اهداف اگر چه تند و جنجالی بود

در تیر رس و مواضع عــــالی بود

هی ماشه چکاندیم و نشانه رفتیم

اما الکی، خشابمان خالی بود!

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 3:1 | لینک  | 

اسیر این زمونه چرندیم
زورکی ام شده بایس بخندیم

به ریش نامیزون مون تو آینه
به حال و روزمون که خیلی فاینه

طنزای بی مزه رادیو... چیز
جوکای بی ...یه تند و تیز

اس ام اسای بی سرو ته لوس
پرس شدن لای در اتوبوس

به سوتی گوینده های اخبار
فیلمای سانسوری پر طرفدار
 
به قیمت سیب و خیار و گوجه
شماره ماشینمون که زوجه

به وعده های پوچ ریز و درشت
حوادث روزنامه، کی کیو کشت

به قار و قور دلمون تو موال (گلاب به روتون)
موشای مسموم درشت سر حال

به این همه نوبر و نو آوری
موبایل اِن نهصد خاله زری

مسابقات و لیگ خر دوانی (دور از جون)
به آبروی رفتهء فلانی...

شکاف کهنه کنار دیوار
به حلقه های گیج دود سیگار

کلاغٍ روی دوشمون نشسته 
مسافرای بی بلیط خسته

شماره دراز کارت ملی
به شلوارای پاره پوره لی

صب تا غروب سگ دو زدن واسه هیچ
سفره بی ماهی و سبزه لیچ

به ابرای عقیم فصل بهار
بن بستای تازه برای فرار

به قلبای فوق لیسانس کینه
کارتونای تکراری "همینه"

حتی به شکلمون که عین ماهه
به بختمون که طبق مد سیاهه

...


درسته، غم امون مونو برید
بی دل خوش نمیشه ساده خندید

حیفه حالا که فصل عطر یاسه
شکلک غم رو لبامون بماسه

به جبر شب پنجره رو نبندیم
به هرچی پاش بیفته باس بخندیم

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 1:13 | لینک  | 


از پل فکر بنده رد می شد
اتوبوس عجول همچون باد
سوژه ای در هوای گرگ و میش
دست خود را تکان تکان می داد

قلمم در میان خط ها هی
واژه ها را عقب جلو می کرد
جمله های بدون مقصد را
بین خط ها فقط ولو می کرد

روز و شب جای سبز و قرمز ها
مثه لامپ نئون عوض می شد
قلمم هاج و واج می پرسید
اخوی رنگ خط ما چی شد؟

واژه هایم به نیت ییلاق
لای خط ها پیاده می رفتند
می رسیدند گاهی از اوقات
اشتباهی حوالی دربند

کوه های بلند دار آباد
از مسیر عبور پیدا بود
شیر ها و پلنگ های خشک
موزه شان روز جمعه هم وا بود

بی کباب و حلیم بادنجان
سوژه هایم اگر چه لاغر بود
از لحاظ سلامت شعری
وزن کمتر همیشه بهتر بود

باید از راه رفته بر می گشت
کند و با احـتیاط دنده عقب
اتوبوسی که بی هوا می رفت
بی توجه به امتداد شب

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 12:26 | لینک  | 

 

هرچند شما رشید و عاقل هستی

بازیچــــه دست باور و دل هستی

تقصیر کسی نیست عزیزم که شما

با شخص خودت دچار مشکل هستی!

***

در کوه و کــمر رکورد گردش دارد

حول همه......... چرخــش دارد

بی تایمر و سوت می دود زیرا که

چشم تو همیشه زنگ ورزش دارد

***

بگذر دلم از کوچه غم با ماشین

از باغ بتن دسته گل سرخ بچین

بشــکن همهء پنجره ها را لطفاْ

دیوانه شدن چقدر خوبست همین!

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 11:53 | لینک  | 

 

گم شدی توی پستوی خاطره؟

نذاری شیطون توی جلدت بره

باز رو آتیش تخمه کدو بریزی

بساط  کهنه ها رو، رو بریزی

میون تار عنکبوتا و خاک

ریختت بشه عین لولو اسفناک

بشینی و گریه کنی که آخی

عمر و جوونی دیگه رفته هی هی

باز با خودت بیفتی روی کل کل

مجرم بشی اونم ردیف اول

از محکمه فرمون حد بگیری

برگه ی اعدام و ابد بگیری
 
زندونی موشا و کارتنک شی

تسلیم چرخ ساکن فلک شی

دپرسیون بگیری و دوباره

یادت بره هر سال بهاری داره

کهنه ها رو بایستی رنگ نو زد

عمارت کینه ها  رو علو  زد

زندگی امروزه که داره می ره

هنوز  دلت  پیش  فسیلا گیره

موندی زیر تریلی  خاطرات

چرا فقط گذشته مونده باهات؟
 
چراغ خاموشی می خواد انباری

قفل فراموشی می خواد انباری

کلون بشه الهی صندوق غم

شادی تو دلها جون بگیره هر دم

لباسای سیاهمون آبی شن

پنجره ها دوباره آفتابی شن

نوبت لعن شیطون رجیمه

فرمون دنیا دس اوس کریمه

تموم می شه دوره ی ناامیدی

معجزه می شه خدا رو چه دیدی

پایین میام الانه از رو منبر

سهم شما مصرع بیت آخر...

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 19:45 | لینک  | 

این همه دغدغه داریم اینم روش
یه راه حل خوب و منطقی کوش؟
اصل قضیه رفته تو حاشیه
اگرچه معلومه که مشکل چیه
یه گوشه ی تمومه کارا لنگه
حسابی حال و روزمون قشنگه
دوباره آن لاینه کلاغ سیاهه
*غر نزنم که غر زدن گناهه*
ماهی تازه واسه چی؟ اینم تُن
چه جوری؟ از کجاش بگم ولش کن
آخر قصه خوندنش بهتره
گرچه مهم نیس چه کسی می بره
فرقی نداره واسه امثال ما
کی می رسه کجای قصه کجا
حوصله ی سیاستو ندارم
پاشم یه کانال دیگه بذارم
فیلمای طنز و اکشن عالی هس
چرا تراژدی نگا کنیم پس
با این دک و پز و فیگور عالی
بزن بریم تو فاز بی خیالی
سوار یه خودروی جمعیه شیک
بگذریم از راهای تنگ وتاریک
دوباره گم شیم تو مسیر خط ها
پیاده شیم یه جا همین وسط ها
جایی که غصه ی جهت نباشه
آدرس کوچه ها قلت نباشه
شاید یه روزی که اسیرخوابیم
تو فکر چرتکه و حساب کتابیم
وقتی که دیگه چاره ای نمونده
رو دوش مون ستاره ای نمونده
یه روز دم غروبی یا صبح زود
صنایع و تکنولوژی بشن دود
روزی که پایانی براش نباشه
غارای آسمون خراش نباشه
با باغچه ها دوباره هم جوارشیم
به جای مترو دایناسور سوارشیم
جلوی رود خونه ها سد نباشه
تو دنیامون اخبار بد نباشه
روزی بدون غم جنگ و جدل
بدون ماجرا های مبتذل
مثل انیمیشن عصر حجر
زندگی آروم بشه و مختصر
جرات کنیم دست همو بگیریم
از ته دل برای هم بمیریم
خسته شدم از این مدل زندگی
بگو عزیز جون، چی می خواستی بگی؟

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:24 | لینک  | 


یه عالمه صفره تا بی نهایت
مقدمه نداره این حکایت
یه فرغون آجر براشون بیارین
علف نه آخور براشون بیارین
بایس تو ظل آفتابه بسوزیم
با روزنامه کلا بوقی بدوزیم
دودی شدیم هوا دوباره بد شد
ابری شدیم تموم صحرا سد شد
شکوفه های له شده رسیدن
بعضیا ارزون اونا رو خریدن
دولا و پهنا به کیا فروختن
واسطه ها ی خبره کیسه دوختن
پنجره کم شد دوباره شب اومد
لباس نو پوشید مرتب اومد
سوار بنز شونصد و نود بود
آدرس کوچه هامونو بلد بود
مدار مشتری یهو ولو شد
مرغک گشنه عاشق چلو شد

***
هوا هوا هوا... نفس کشیدیم
گربه ها رو توی قفس کشیدیم
خواب خوشی بود الکی جیغ زدن
رگای رویا ها رو با تیغ زدن
پرنده روی پشت بوم پر نداشت
وقتی می افتاد یه ترک برنداشت
فاصله از شیشه که نیس آهنه
سنگی نداریم که اونو بشکنه
پنجرهء مومی بدون قابه
یه مگس سرکه لای کتابه
تو قلب غولا آینه شکسته
بال کبوترا مونو کی بسته؟
رد می شن از کنار هم سایه ها
دووم ندارن دیگه چار پایه ها
صندلی پشت صندلی سینماس
یه جای خوبی گیر بیاریم باهاس
بالانس بزن فیلمو با هم ببینیم
بد جوری چسبیده به این زمینیم
کاسهء شب خالیه از ستاره
طفلکی شب گدا شده دوباره

***

بسکه خریدیم همه چی گرون شد
سفره دوباره پر خرده نون شد
باک بدون کارتمون خالیه
پیاده رفتن واسمون عالیه
پیاده می ریم و موتور نداریم
کلاه کاسکت سرمون بذاریم؟
ضرر داره والا هوای دودی
نمودار و جدولای  صعودی
این آسمونی که زیادی ابره
ریاضیاتی که همیشه جبره
دوا و دکتر اضافی داریم
این همه نسخه رو کجا بذاریم؟
باز اتوبوس از سر کوچه رد شد
این ایسگاها رو نمی شه بلد شد
این همه داشته و نداشته داریم
این همه کاشته و نکاشته داریم
دیگی که داره سر می ره نبوغه
امروز  نیا  فردا  نیا  شلوغه
این که تو آینه س شبیه کی بود
فیگور بلد نبود و مبتدی بود
یه لامپ کم مصرف خوب بیارین
به جای ماه تو آسمون بذارین...

** این شعر ها اجتماعیه همین من سواتم به سیاست نمی رسه والا...

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:18 | لینک  | 

آفتاب چرا در نمیاد غروبه
حالمون این روزا زیادی خوبه
یه گولهء نمک یه قندون داریم
هنوز هف هش ده تایی دندون  داریم
مجوز و کتاب عالی داریم
جیب پر و جیبای خالی داریم
رو فرم و میزونیم تعادل داریم
رو سرمون یه دستهء گل داریم

***
از پشت کوها اومدیم سحر بود
ماهو دیدیم یه قرص مختصر بود
فشار خونمون دوباره بالاس
نهار و شام مون همش مرباس
هنوز توی اواخر بهاریم
لنگه به لنگه نو و کهنه داریم
ماعاشق حافظ و سعدی هستیم
منتظر شعار بعدی هستیم
آنتنای شرقی و غربی داریم
موسیقی محشر ضربی داریم
عاشق حرکتای فرمیکیم ما
براقیم از بسکه متالیکیم ما
با اینکه بی کاریم و آس وپاسیم
شیک می پوشیم و آخر کلاسیم
یه عالمه دشمن بی عار داریم
کرور کرور والا طرفدار داریم
اگه تو شهریم اگه تو دهاتیم
نزدیک  مرکز  مخابراتیم
اینترنت  وایرلس خوب داریم
فایر وال و فیلتر مرغوب داریم
سوسک سیاه دست و پا بلوری
هات داگ و همبر گرای تنوری
رستوران هندی و چینی داریم
پیتزا های درشت و مینی داریم

***
بذار بابا یه چرتکی بخوابیم
شبیه کورش فکر زیر آبیم
اهل تفکریم و روی شانسیم
با خودمون مشغول کنفرانسیم
مانورای قوی و عالی میدیم
از بسکه مشکل خیالی دیدیم
جرم و جنایت و فساد نداریم
پاشیم بریم از خارجه بیاریم
حالا که کارا روبراهه خوبیم
همینجوری آب تو هونگ می کوبیم
ترق تروقش دنیا رو گرفته
می گم که این آبم زیادی سفته
رسیده اوقات خوش فراغت
تفریح بهداشتیه و کار راحت

***
طبق گزارش حسن حمومی
باز لکه داره عفت عمومی
باز این ضعیفه بدحجابی کرده
پشت چشاشو سبز و آبی کرده
یه قل دو قل همه دلا روبرده
با بی حیایی آبرو رو خورده
با تاتو نقش گل رو پاش کشیده
آروم نمی شینه که ورپردیده
چه می کنه صنایع مانکنیسم
رو دس پابلو مونده سبک کوبیسم
بایس دوباره مشت ومالش بدیم
به ضرب سنگ پا صابون و سیم
این همه رنگ و روغنو بشوریم
یواش که هی نگن ما اهل زوریم

***
باز روی لج افتاده با ما خورشید
شدیده نورش نمی شه چیزی دید
بهش می گم شبا بیا که سرده
ماه پشت ابرا رفته بر نگرده
تر خدا نرو دم غروبه
خورشیدی که شبا بیاد چه خوبه
پشتشو کرده که محل نذاره
اینم واسه ما ادا در میاره
رو پیشونیمون آخه چی نوشته
یواشکی بخون که خیلی زشته
بی پشه بند تا خود صب کبابیم
چراغه خاموشه  بذا  بخوابیم

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 13:59 | لینک  | 

 

شما بگین منتظر چی هستیم؟
یه عمره تنها پشت شیشه هاییم
اینجا نشستیم اما جون شما
خوب نمی دونم  واقعاً  کجاییم

با شما هستم آی آقا کلاغه
شما که اون کله سر درختی
ازپشت این همه سیاهی و دود
معلومه چیزی جز رکود و سختی؟

ابرای تیره مثه یه بغض کور    
حنجرهء باز افق رو  بستن
سرچشمهء نسیمو کاش می دیدین
ابرا از این بغض قدیمی خسته ن

خنده چرا بی رمقه تو عالم؟
زورکی کنج لبامون می شینه
می شه بهم بگین توی دلامون
بساط دلتنگی رو کی می چینه؟

 بال و  پر بهارو  کی شکسته؟
رنگای زخمی دیگه جون ندارن
شکوفه ها پشت چراغ  قرمز
خط کشی امون باغبون ندارن

 آقا کلاغه جای خوبی دارین
تا دنیا دنیاس اون بالا بشینین
شمام مثه من دلتون گرفته؟
یا اون بالایین که خبر بچینین؟

رژیم تون عوض شده دوباره
صابون مرغوب گیرتون نمیاد؟
حالا که رو نوک نوک درختین
برای دیدن دلتون چی می خواد؟

از اون بالا جنگلا رومی بینین
که نبضشون بسته به ناز تبر
توی چشای سبزشون می لرزه
حسرت خواب خوش بی دردسر

قصهء تازه برامون نسازین
پرشده گوشمون از این اراجیف
خواب خوشم از سرمون پریده
بی اثره حرفای مفت و تعریف

دنبال  یه  قاصدک  سپیدن
ویلون وسیلون توی کوه و کمر
از خستگی از پر و پا افتادن
خونه می خوان کلاغای در بدر

اشک فرشته ها تو بارون نور
رنگین کمون موندنی می سازه
تو برگای بعدی به جای بهار
زمستونه که رنگاشو می بازه

آقا کلاغه هنوزم بیدارین؟
خوش خبرین یا خبری ندارین؟
برای این دلای بی تفاوت
نشونی تابستونو بیارین

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 10:50 | لینک  | 

خدا کنه تو دوره های بعدی /  مثه همیشه صدر جدول باشی

میون هر چی کاندیدای توپه / بازم شما ردیف اول باشی

رو صندلیه گرم و نرم مجلس / مثه بقیه خستگی در کنی

با وعده های سرخرمن شیک / نطقا ی جنجالیه بهتر کنی

نسخهء نایاب واسهء مشکلات / بپیچی و دست جماعت بدی

با ساده زیستی توی ویلای نیس / مردمو به قناعت عادت بدی

ساز مخالف بزنی که هر روز / خبر نگارا عکستو بگیرن

موافقا دورو برت بمونن / مخالفات کرور کرور بمیرن

طرح عظیمی واسه بد حجابی / تنظیم کنی که مو لا درزش نره

خوب می دونی که حل این مسئله / از نون شب یه دنیا واجب تره

 ایشالله بنز و پرادو بگیری /  هل نخواد و سر بالایی نمونه

 کسی نتونه توی صندوق رای / اسمی بجز اسم حاجی بخونه

حیفه داداش بااین همه "محاسن" / جا بمونی پشت درای مجلس

 با پارتی بازی حقتو بگیرن / رقیبای گردن کلفت ناکس

شما با این تعامل سیاسی / با این همه سوات دیپلماسی

 لیاقتت رئیس جمهوریه / کارت درسته حاج آقا اساسی

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 1:59 | لینک  | 

زندگی ایرادی نداره ماهه
ما ها بدش کردیم و این گناهه
همش نشستیم و بهم نق زدیم
توی پر مردم عاشق زدیم
اسیر قهر و تهر و قفل و چفته
بیخودی نیس همش دلش گرفته
روزی هزار مرتبه دارش زدیم
با مشتای بسته کنارش زدیم
صد جوره کوفت و زهر مارش دادیم
از دل آدما فرارش دادیم...
چش بند و نعل و زین و افسار زدیم
رو گرده هاش هوار هوار بار زدیم
زورکی بال و شا پرش رو چیدیم
هر طرفی که خواستیمش کشیدم
برا همین طفلکی زخم وزیله
حال و رمق نداره و فسیله
ابرا رو آوردیم و سایه کردیم
با دلخوری ازش گلایه کردیم
نسبت ناروا بهش روا شد
خزید تو لاکش از ماها سوا شد
تارک دنیاهای فیلسوف شدیم
جغد دِمَُدَه س حالا همه بوف شدیم
غارای تنهایی یهو گرون شد
ارزششون قد یه دریا خون شد
با قمه و نیزه و توپ و تفنگ
به جون هم افتادیم عین خدنگ
تیکه و پاره شد نگاش نکردیم
می شد ولی فکری براش نکردیم
مونده رو دسمون مثه جنازه
زبونمون دو متر و نیم درازه
تقصیر همیشه مال این و اونه
اینم شده برای ما بهونه...
پاشین بابا فردا زیادی دیره
هرکی بایس یه گوشه رو بگیره
تاکی می شه بسازیم و بسوزیم
درزای پاره پوره رو ندوزیم؟
واسه کسی که عاشق و زرنگه
زندگی وصله پینه شم قشنگه
نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 10:6 | لینک  | 

گردش علمی

 

 

پدر:حالا که فکر رفتنی  بابا جون

  اینه عزیز آدرس شهر تهرون

  بخوای نخوای گور و گمی بابایی

نشونیا شو بنویس یه جایی

                                           

***

بین دوسه تا رشته کوه مهیب

شهریه با عمارتای عجیب

شمال شهر بهشت برج و باغه

ساختموناش عینهو چلچراغه

جنوب شهر کهنه و پاره پوره

انگاری دیو توش می کشه تنوره

ساختمونای باریکش مناره

کوچه خیابوناش شبیه غاره

خونه های فسقلی قد غلبیر

که آدما رو کشیده به زنجیر

 

***

می رسی به شهری که رنگ دوده

آسمونش از زور دود کبوده

وارونه می شه توش دما همیشه

نترس بابا کسی خفه نمی شه

 دودی شده اصالتن ذاتشون

بدون دود لنگه اموراتشون

 

***

زیرِ معابرش پره تونله

موشای قد گربه توشون وله

گربه های براق داره این هوا...

سگای قلچماق داره این هوا...

سوسک و پشه سر جهاز خونن

سوراخ وسنبه هارو خوب می دونن

میوه های درختاشون کلاغن

که اینروزا حسابی توی باغن

بحث مدرنیته رو بورسِ داغه

خروس شهری بابا جون کلاغه

 

***

نصف جماعت که زیر زمینن

میرن جمال مترو رو ببینن

قطار شهری که میگن اون زیره

از بس شلوغه نفست می گیره

پاتوق دزد و جیب بر و کف زنه

از پسشون برنمیای یک تنه

ملتو عین ببعی روی هم

می چپونن تو واگنای محکم

عینهو ساردین وسوسیس دودی

پرس می شن بصورت عمودی

 

***

 

خودرو های دستهء جمعیش کمن

قوطی کنسرو پر از آدمن

از سر ایستگاها به ضرب فشار

مردمو رو هم می کنن تلمبار

تاکسی که تکلیفش دیگه روشنه

قلفتی پوست آدمو می کنه

در بستی و تک سرنشین و خالی

مسیرشون: فقط همین حوالی

از سر ایستگاها اساسی جیمن

خطی یای صراط مستقیمن

 

***

 

ترافیک خیابونا رواله

خلاصیه ازش دیگه محاله

طرح ترافیک یه رقم بازیه

هر کسی آرم داره ازش راضیه

همه چی رو براهه جز قافیه

فایده نداره زوج و فرد کافیه

برای این جمعیت نجومی

وسیلهء نقلیه عمومی

از برج و بارو اثرش بیشتره

اما کی حرف مردمو می خره

 

***

 

اندر مصیبت آلودگی صوتیش:

 

دستای آدما همش رو بوقه

اینم خودش یه جورایی نبوغه

یه بوق ینی سلام و حال و احوال

یه بوق ینی گمشو کنار بی خیال

یه بوق ینی رد شو بابا فس فسو

یه بوق ینی گل گیر و بردی عمو

یه بوق ینی چه صحنهء قشنگی

یه بوق ینی... سوارشو جنگی

 

***

اندر باب نصیحت نگارنده:

 

اینهمه آلودگیه اساسی

ُتو فکر بوقی خیلی بی کلاسی

میون این همه صدای ناجور

تو گیر دادی به وز وز زنبور

نصفه شبا صدای تیر آهن

گُرگُر بیل و مته که تو راهن

بلن گوی... و سبزی فروش

صدای ضبط بر و بکس سروش

و...

 

 

اما:

 

خیا بوناش داغون و وصله پینن

مفلس ترین قسمت سرزمینن

تو هر گوشه مته و بیل و لودر

خیابونا رو می کنن ِقر و ِقر

هرکی به یه بهانه چاله کنده

نشتی آب و گاز و محض خنده

سر به هوا راه نری واشتباه

از چاله در بیای بیفتی تو چاه

 

***

 

پارکاش واسه تبادل مواده

از نوع دس به دس و خیلی ساده

پاتوق اهل هرویین و اکسه

مکان امنی واسه عشقه و...

خلاصه جایی واسه مهر ورزیه

چشاتو گرد نکن بابا جون چیه؟

ندید بدید نبودی که این همه

خب ورزش جدیده جاشم کمه

 

***

 

تو سر چار راها و زیر گذر

وول می زنن گدا های معتبر

سه نقطه های خوش ادا و رفتار

خیابونو بند میارن با اطوار

گدا ها با سایزای جور و واجور

حمله میارن طرف تو ناجور

دعایی، فال حافظی ،آدامسی

فروش گل یا چسب زخم و شانسی

هر آت و آشغالی رو می فروشن

با روداری ملتُ هی می دوشن

سه نقطه ها که حالشون معلومه

توجیهی بابا جون برات مفهومه؟

 

***

 

تمومه مردم اهل ناف تهرون

بچه های اصیل و ناب شمرون

ازهر ولایتی که صادر شدن

تو دل تهرون  یهو ظاهر شدن...

بنده از آذر با یجان گلمیشم

ولی خودم ِچه بچهء تجریشم

لهجهء من که از شما سر تره

بچهء گیشام کُخ می ریزی یَره؟

...

 

***

 

فوت کوزه گری:

 

پس از کسی نپرسی اهل کجاس

خیلی مهمه یاد بگیری باهاس

 

***

 

چون می دونم که میری و نمیای

خدا به همرات بابا جون و بای بای

خوب می دونم نرفته ساکن میشی

دو روز دیگه توام مال تجریشی

مهرهء ماره توی این دود و دم

خالی می شن شهرای دیگه کم کم

 مطئنم که زرق و برق این شهر

با این ولایت تو رو می کنه قهر

برو پشیمون میشی من می دونم

با این خیال منتظرت می مونم...

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 0:56 | لینک  | 


اون چن تا شعر که دستونو بوسید
گمون کنم افتاد یه گوشه پوسید
شاید تو اون برو بیای کاری
بی هوا ریختنش توی بخاری
حوالهء سطل زباله شدن
یا سفرهء سبزی خاله شدن
شاید هنوز تو لیست انتظارن
پارتی قرص و دم کلفت ندارن
سه ماه آزگاره آخر صف
عاطل و باطل و بدون مصرف
خاک می خورن عین خیالشون نیس
کسی به فکر روز و حالشون نیس
ما که همین یه لا قبا رو داریم
آشنا و پارتی ام خدا رو داریم
تا دندمون نرم شه و چشم مون کور
اوسا شمایین بریزینشون دور
مشکل چیه؟ لابد سیبیل نداریم
لب تر کنین دو متری شو می یاریم
ساده دلیم و قیل و قالی نیستیم
غریبیم اهل اون حوالی نیستیم
فوق سوات و دکتری  نداریم
از یه گوشه کناری گیر میاریم
چیزی که ریخته زیر پا مدرکه
لیسانس بی سواتی ما تکه
درسته که اوسا و دم کلفتین
خدا کنه که گیر ما نیفتین
آدم به آدم می رسه بتازین
می ترسم این دسو شما ببازین
شما مسلمونین و ما کافریم
پیاده شین یه ایستگاه با هم بریم
حالا که ریش و قیچی دس شماس
هر مدلی ببرین اوسا رواس...

دیشب پیداش کردم، یادته؟ بعد از مدت ها که خنده یادم رفته بود...

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 3:2 | لینک  | 

کاش غرغر به زير لب نکنند

باز اين واژه ها غضب نکنند

آينه را درون بقچه نهان

روشني را اسير شب نکنند

چون رسد عامل آلرژي زا

عطسه و سرفه يا که تب نکنند

سر براه و نجيب و رام و شريف

چوب در پاچه ي ادب نکنند

به چپ و راست منعطف نشوند

ميل اشکال بي نسب نکنند

موجز و محکم و فهيم و قوي

صفحه ها را فقط وجب نکنند

کاسه ي صبر اهل مکتب را

ياوه گويانه لب به لب نکنند

همچنان کودکان لوس ننر

ضجه و مويه بي سبب نکنند

نشئه گي را ز سر برانند و

بسط اکس و خمار و حب نکنند

ترکي و انگليسي و... مرسي

وام از اجنبي طلب نکنند

فارسي را چو پاس مي دارند

هيمه ها را يهو حطب نکنند

چون همه واجبات مي لنگند

شرح افعال مستحب نکنند

روي صحنه به جاي خود قانع

نقش ها را جلو عقب نکنند

کاش اين واژه هاي با جنبه

منتقد را عدو  لقب نکنند...

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:35 | لینک  | 

در  گذشته  نصيحت  دختر

زشت بوده  ميان کوي و گذر

دختران را يواش و در پستو

بار مي آورده اند خنگ و ببو

کاري و تو سري خور شوهر

دختران  منگ و بي خبر بهتر

ولي حالا زمانه بر عکس است

دور "اس ام اس" و "چت" و "فکس" است

 

***

آي کيو يِ صد و ده  نازم

دختر مهربان و هم رازم

غرضم جان من نصيحت نيست

چنته ي ناصحان فقط  باديست

گوش هاي تو هم لبالب پند

از نصيحت نمي شوي خرسند

پس بيا بچه جان شبيه دو دوست

زندگي را که همچنان کاهوست

بگشاييم که مصلحت اين ست

تا به مغزش که ترد و شيرين ست

پس سر آغاز کار ما پيداست 

سرکه و هم سکنجبين اينجاست

 

***

از زمانه نگو که مي دانم

حال و روزش عوض شده جانم

دورهء  دختران  در قوطي

سر رسيده اگر چه چون طوطي 

اندکي باز طبق رسم قديم...

کنج خانه کنار يک تقويم

مي نشينند، معطل شوهر

تا که روزي ميان يك محضر

وا شود بخت خفته شان بلکه

با شکم گنده اي و *صد سکه (البته اين مقدارکم بابت جور شدن وزن است)

تا مهندس شوي و يا استاد

مطمئن شوهرت نخواهم داد(تشويق غير مستقيم)

پس شکاف ميان نسل ما

هم مي آيد بسادگي اينجا

 

***

زندگي يک موبايل و ماشين نيست

گرچه خوبست و بودنش عاليست

بقچه اش پر ز خالي ست اما

گره  بقچه  تا  نباشد  وا

پوچي اش را که در نمي يابي

پس نبينم کسل شده خوابي

سيب با پوست را نبايد خورد

بعد از ابتلاء به رودل مرد

سيب در پوستش اگر زيباست

کرم مستاجرش که ناپيداست

 

***

اين پسرها که توي کوچه پرند

وتيتيش و مهندس دکورند

يک دو روزي به دور تو جمعند

خرنشو جان من به يک لبخند(دور از جون)

اين حکايت اگر چه شيرين است

واقعيت  خلاف  بر  اين  است

نکته را گفته ام به آساني

ما بقي را که خوب مي داني

پس نبينم يواش و پنهاني

هي شماره بدي و بستاني

در جوار مزلفي تيپ تاپ

بروي سينما و کافي شاپ

يابشيني و چت کني هرشب

و بگويي پروژه لامصّب

کار علمي نياز دارد خب

آنهم از لنگ ظهر تا دم صب

 

***

عشق خوبست ولي نه با اين حال

که نفهمي چگونه طي شد سال

ساعت و روز ماه تو يکسر

شود از ضجه مويه خاکستر

و شبيه خانم هاويشام

به بطالت هدر کني ايام

که قرار است طبق قول حميد

شارلاتاني سوار اسب سپيد

 

بگذريم...

 

اين رقم عشق و عاشقي کشک ست

حاصلش هم ندامت و اشک ست

پس عزيزم حواس من جمع است

بايد اين فصل را همين جابست

فکر نان کن که خربزه آب است

تا نگويي که بخت من خواب است

 

***

جان سالم چنانچه بردي در

از دروس و... وقايع  ديگر

چون رسد سن تو به بعد ازبيست

وقت احساس و گريه اصلاً نيست

بايد از فن و علم و انديشه

آسماني بسازي و تيشه

يا کلنگ ربوتيک با حال

آنهم از نوع فوق ديجيتال

آنچنانکه صلابت فرهاد

به پشيزي نيرزد عين باد

کوه ها از برابرت چون پر

متواري شوند سوي دگر

موشهاي پر افادهء سالار

پيش چشمت شوند بي مقدار

توي اين سن خودت يه پا شيري

آخر قدرتي و تدبيري

مي تواني که کوه ُروي کوه

بگذاري بصورت انبوه

با دروغ سنج و غيره و ذالک

بکني غير و آشنا را چک

سوزني را درون تلي کاه

با يک آهنربا کني همراه

وقت طوفان سهمگين و غبار

راه يابي کني تو با رادار

 

خلاصه...

 

با توکل به خالق عالم

هيچ چيزي دگر نداري کم

چون رسد سن تو به بعد از بيست

به نصيحت هم احتياجي نيست!

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:26 | لینک  | 

گريه ديگه درمون دردمون نيس

تنها نشسیم چرا سردمون نيس؟

آينه ها رو عمريه شکستيم

از خودمون همش فراري هستيم

انگار تا دنياس دست غم قراره

چوبو تو دستاي فلک بذاره

سايه مه رو درياي نگامون

غبار غربت روی شونه ها مون

بره هاي  کلام و گرگ سکوت

بُرجاي آرزو مي ريزه با فوت

قلم تا خرخره تو ليقه ي شب

مي چکه از ستاره ها مرکب

دستاي باد همه درآرو بسته

ماييم و کوهي از پل شکسته

باور شبيه قفل بي کليده

چشاشو واکرده ولي نديده

چاله ها پشت هم شبيه چاهه

خالي مي بنديم کارا رو براهه

پرنده هاي بي پر سواليم

بي خبريم از همو بي خياليم

رها شديم تو سايه هاي رخوت

قافيه اي نمونده اينجا جز شط

شطي که ماهياي مرده داره

بستر سنگ و شيشه خرده داره

دلخوشي داشتنم يه جور گناهه

مجرم اصلي مون کلاغ سياهه

مثه کنه چسبيده پشت شيشه

ببينه قصه آخرش چي مي شه

پنجره ها اگر صفا نداره

راهي به قلب کوچه ها نداره

تقصير ماس که بالشونو بستيم

روزنه ي خيالشونو بستيم

ميدون داديم به اين کلاغ خيره

که داره از بي خبري مي ميره

ستاره جاش تو قلب آسمونه

چپيده پشت ابراي بهونه

يه پر نسيم تازهء بهاره

دخل تموم ابرا رو مياره

دنيا اگه سفيده يا سياهه

اسراف سهم مونه که گناهه

گريه ديگه درمون درتون نيست

تنها نشسين مگه سردتون نيست؟

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:26 | لینک  | 

آقا موشه هم همون موشاي لوطي قديم

موشاي خونگيه فاقد شيطون رجيم

موشايي كه صب تا شب دنبال ناموس كسي

علاف گذر نبودن و پي بوالهوسي

هيبت مردونه شون زهره ي ديوُ آب مي كرد

سايه بون دساشون ستاره ها رو خواب مي كرد

وقت مغرب كنج سجاده ي دل رو به خدا

رنگ آسمون مي شد نگاهشون غرق دعا

 

 ***

ولي امروز... نمي گم كه مرد و مردونگي نيس

اما هيشكي مثه مردا دشمن خونگي نيس

دلشون سر به هوا، نگاهشون در به دره

انتظارشون زياد و عشقشون مختصره

بد جوري نسق مي گيرن براي اهل خونه

تو خيابون نيش شون تا بنا گوش وا مي مونه

گره هاي زندگي با دستاشون وا نمي شه

روده راس تو دلاشون چرا پيدا نمي شه

قول مردونه دیگه پشيزي ارزش نداره

به خدا آدم مي مونه چي بگه كم مياره

شونه هاشون معبر عموميه پناهي نيس

تكيه كردن بهشون سوای رو سياهي نيس

ديگه فايده نداره من چي بگم خوب مي دونين

نقل عده كشي نيس... پس بي تعصب بخونين

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:57 | لینک  | 

شعرا رو آب کشيده مو رو بند زير آفتابه

باکتریاش سقط می شن اگه دو روزي بتابه

مي پره رنگ کاغذش بدون وايتکس و اسيد

دور مي شن از دور و برش زنبور و عنکبوت و بيد

چربي آبگوشت و تليت پاک مي شه از کناره هاش

لکهء قرمه سبزيه که مونده عين امضا پاش

نمي چلونم نکنه شور بره و کوتا بشه

پس بده جوهرش يهو دسو بالم سيا بشه

گيره زدم باد نبره هوا که طوفاني مي شه

ولو کنه رو آنتنا بچسبونه پشت شيشه

يهو نيفته رو زمين بمونه زير دست و پا

يا مثه بادبادک بره بالا و پايين توي هوا

نيفته تو خرابهء محلمون که سگ داره

جايي که ديگه هرکولم بترسه پا توش بذاره

نيميش نمونه روي بند نيميش بره رو پشت بوم

يه چارمش لوله بشه عينهو دود کش حموم

مابقي شو ولو کنن براي سبزي پاک کني

اونم کنار دست يه غول قشنگ ده تني

بچه ها موشک نسازن صاف بزنن تو چش هم

از هول مادر حسن تو پستومون قايم بشم

گير نکنه رو شاخه ها کنار لونه ي کلاغ

بيفته چنگ گربه ي براق زرد قلچماق

باد نبره بندازدش تو حوض خونه ي بابام

مجبور بشم فاميلا رو وعده بگيرم واسه شام

اهل محل خبر نشن پيرهن عثمونش کنن

سر بسرم بذارن و چن روزي پنهونش کنن

بگن که فکر نون بکن خربزه آبه همسايه

شعر کيلو چنده اي بابا حالت خرابه همسايه

آبرو واسم نمونه اهل دلم  يا  شاعرم

مجبور بشم بساطمو جم کنم از محل برم

خلاصه گور و گم نشه بيفته دس صابخونه

بگه تا تصفيه حساب گرويي پيشم مي مونه

 

***

ديگه نه شعرو مي شورم نه زير آفتاب مي ذارم

حوصلهء دردسر و فکر و خيالو ندارم

مطمئنم كه شعرا جاش گوشه ي پستو بهتره

باد نمياد برش داره جا هاي ناجور ببره

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:4 | لینک  | 

سام علكم مخلصتيم به اين هوا... خيلي زيات

 حواسته كه چي مي گيم قر نكني بدت بيات

 بد قلقي نكن عزیز دو كلوم اختلاط كنيم

 اشتبه قافيه ولي هر چي داريم فدات كنيم

 از تك و تا بندازمون مون دَسِت درس حق مونه

 هر كي صفا داره عزيز بايس معلق بمونه

 والا به مولا نوچه تيم آيه مونه هر چي بگي

 فرمون رفتنم بدي مي گيم رو چش هم پالكي

 غصه تون از چيه بگين اينجوري الكن نمونين

 كاسهء صبرمون پكيد اينو ديگه خوب مي دونين

 از صب تا شب قاپ مي ندازيم دوس داره مون يا نداره

 شانس كه نداريم حاليته هر دس مون بز مياره

 این" باره " تخم كفتره ناقابله مال شماس

 پهلوون حقه بدونيم اشكل كارمون كجاس

 زياده عرضي نداريم راهي شديم و زت زيات

 خواباي مشتي ببيني تریپی که خوشت ميات

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 1:27 | لینک  | 

زن جماعت گول خورشون ملسه

اگه تو خونه كسه يه حرف بسه

با يه قربونت برم فدات بشم

فداي خانمي و صفات بشم

با دو تا شاخه گل يه پر طلا

چشم و گوش بسته ميافتن تو بلا

يه قباله مي زنن به نامشون

مثلاً آقا مي شه غلامشون

يك دو روزي سوگلي و سرورن

ددر و گشت و گذار و سفرن

بعد با احترام ميرن آشپز خونه

ديگ و آبكشم به فرمانشونه

تو نداريا  قناعت مي كنن

زن خوب مي شن نجابت مي كنن

تا كه خلوت نشه دور و برشون

چند تايي بچه مي ريزن سرشون

از زور پخت و پز وبشور بساب

مثه نعش مرعشن تو رختخواب

بوي قرمه سبزي ميده تنشون

لكهء چربي گل پيرهنشون

 

 ×××

 

زندگي قصهء بيزاري مي شه

چهره شون شكلك تكراري مي شه

نه رفاقت نه شكايت مي كنن

به سكوت و گريه عادت مي كنن

كفتر ده برجه مي شه آقاشون

بشه هم فرقي نداره براشون

حالا که جوونی شون رفته به باد

 به جهنم، آقا هم خونه نياد  

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 3:26 | لینک  | 

كنج دلت رهنيه يا اجاره

مدركي مي خواد كه حاجيت نداره

تو قلبتون هر كسي جايي داره

واسه خودش كيا  بيايي داره

انگار واسه ما ديگه جا نداشتين

اثاث مو نو تو كوچه گذاشتين

خدا مي دونه اونكه با مرامه

توقعش قد پل سلامه

ما واسه اين خرابه پل نذاشتيم

والا كسي بجز شما نداشتيم

منت تون رو چشمامون بدونين

منت كشي نمي كنيم بمونين

برگشت تون برای من خياله

دوستي دشمن به خدا محاله

ما كه مي ريم صابخونه سر سلامت

ديدنتون بمونه تا قيامت

اونجا ديگه ما و شما نداريم

هيچ كسي رو بجز خدا نداريم

دلخوريا مون كه فراموش بشه

آتيش كينه مون كه خاموش بشه

ما مي مونيم و صافي دلامون

حل مي شه والا همه مشكلامون

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 1:32 | لینک  | 

اون قديما خاله سوسكه چه برو بيايي داشت

گيس شبق ابرو كمون سادگي و صفايي داشت 

بدون چادر و چاقچور از گذر رد نمي شد

حرمتي داشت و كسي جلوي راش سد نمي شد

بسكه از  صب تا غروب تو پنج دري چپيده بود

یه دل سیر گل رو شو آسمون ندیده بود

سن و سالي كه نداشت دوازده سيزده تا بهار

ولي موشا پشت در به صف بودن قطار قطار

                   

  ***

اما امروز خاله سوسكه ديگه چادر يزي نيس

 پيرهنش گل گلي و كفشاي پاش قرمزي نيس

 ابرو ها شو جاي وسمه خاله تاتو مي كنه

 هوس گردش تو نوفل لوشاتو مي كنه

 مي ره سلموني و موهاشو شينييون مي كنه

 براي شام هوس فيله مينييون مي كنه

 حالا جاي شليته شلوار لي پاشه خاله

 توي خط خريد اپل مكينتاشه خاله

 همه چيش فرنگيه از كفش و كيف تا عينكش

 سيگارش خارجيه و موزيكاله فندكش

 حسابي امروزيه  پنجهء پا تا به سرش

 يه سگ پشمالو هم وول مي زنه دور و برش

 پشت فرمون مي شينه موبايل آلكاتل داره

 قصد تسخير فضا با موشك و شاتل داره

 پلو رو توي پلو پز خاله جون دم مي كنه

 توي مايكرو فر نهار و شامو سر هم مي كنه

 دنبال آقا موشه از نوع خيلي زيذيه

 موشه تحصيلكردهء پولدار و تر تميزيه

 اينروزا خاله وكيل و دكتر و مشاوره

 شهرداره، مهندسه، نقاشه يا كه شاعره

 فمنيست بازي براش يه جورايي سر گرميه

شبيه عده كشي تو بازي هاي جمعيه

 گرچه امروزيه اما هنوزم توي خونه س

 اسير دست آقا موشه اند بهونه اس

 چشم و گوشش وا شده از همه چي خبر داره

 مي دونه موشه هزار تا" baby " زير سر داره

 سايه موشه رو با تير مي زنه دلش پره

 اما قانون طبيعته بازم گول مي خوره

 پرفسور هم كه باشه خاله ما فقط زنه

 نمي تونه راحت از موش پليد دل بكنه

 گرچه موش وسواسي سايه به سايه باهاشه

 خاله فكر كندن زنجيراي دست و پاشه

 قصه كه تموم نشد اين  بازي آخر نداره

 فايل مون بروز مي شه آخ! اگه موشه بذاره

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 1:16 | لینک  | 

 

صد ساله مي شيم و بازم گير كلاس اوليم

دنبال معني كردن زندگي ول معطليم

توسرتا پاي ديكته مون هزار و صد تا غلطه

حواسمون پرت چيه؟ پاي كي اينجا وسطه؟

حساب كتاب مون خراب، نقشه ها مون نقش بر آب

بازم مدارا مي كنيم نه سيخ بسوزه نه كباب

تو درس عشق و زندگي هميشه در جا مي زنيم

عكس ستاره هامو نو تو قاب فردا مي زنيم

براي زنگ دلخوشی فقط جريمه پس مي ديم

به مرغ عشقامون همش جايزه قفس مي ديم

هي جمع و تفريق نكنين به كسريا نمي رسه

زندگي سر راس نمي شه با درس جبر و هندسه

دو دو تا چار تا نمي شه منطقي پيدا نمي شه

خلاصه چند و چون كار تو فلسفه جا نمي شه

فرمولامون قديميه مسئله ها حل نمي شه

هر چي تقلب مي كنيم جوابي سمبل نمي شه

علاجمون عشقه ولي كسي كه باور نداره

هر كي كلا شو چسبيده تا بغلي بر نداره

 تو مكتب دوز و كلك زرنگ و شاگرد اوليم

تو امتحان معرفت غايب و بچه تنبليم

حيفه كلاس زندگي مهلت تجديد نداره

وقت كه تموم شه فرصتی برای تمديد نداره

اگه تو درس زندگي اكثر نمره ها تكه

نسيب تنبل و زرنگ ضربهء چوب فلكه

شکر خدا این امتحان همیشه تک ماده داره

عشق و امیدی که خودش تو دل درسا می ذاره

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:16 | لینک  | 

هيات منصفه كه حرف مفته

انصاف عزيز اينروزا دُم كلفته 

پاشم برم كه شاخ غول نشكنه

شيشه عمر شب تو دست منه

روز بشه هیچ ستاره اي پيدا نيس

كاسه به دست مي رن توي صف بيس

پرنده ها كه بالا شونو شستن

بهداشتي و تميز و كار درستن

ما كه هميشه كفشامون خاكيه

خُل نشدم نگو كه اينا چيه

يه روز تو باغچه بذر گل مي كاشتيم

گلدونا را تو دس مه مي ذاشتيم

امروز تو دستامون پر ه علف هرز

سوغاتي مي بريم تا اونور مرز

دلخوشيمون شده تيتيش رنگي

سي دي خواننده هاي فرنگي

يه دسته دفتر و كتاب خالي

مدرك دكتراي بي خيالي

هو چي گري و بوق و حرفاي زشت

گرچه نبايد اين چيزا رو نوشت

×××

باز تو ي جيبام معدن كلاغه

خوب مشكي رنگ عشقه داغه داغه

موشك خريدم ته چاه نمونيم

دوپينگ ثوابه نيمه راه نمونيم

حاشيه قالي كه ريش ريش می شه     

غورهء نصفه نيمه كيشميش مي شه

«تو دست هر كسي يه قطره درياس»

حواسمون جمع باشه فردا با ماس

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:25 | لینک  | 

كوك وكلك كردي دلم رو بردي / اين چه بلايي بود سرم آوردي

تو گرگ بارون ديده بودي من ميش / حالا كه نو اومده كهنه كيش كيش

اينهمه نامردي ازت بعيده / نامرد تر از تو روزگار نديده

تو اوساي چاخان و حرف مفتي /  الهي از رو پشت بوم بيفتي

ايشالا كه چلاق بشه دوتا پات / قلم بشه اساسي جفت دستات

الهي خير از زندگي نبيني /   حتي يه دم با دلخوشي نشيني

ايشالا چشمات بابا غوري بشه / رقيب برات عصاي كوري بشه

الهي كه تريلي زيرت كنه / با لاستيكاش خورد و خميرت كنه

خدا كنه خراب شه سقف و ديوار / چار چنگولي بموني زير آوار

الهي آفت بزنه به باغت / درداي لاعلاج بياد سراغت

آب مي خوري زهر هلاهل بشه / ايدز و وبا و ميكروب سل بشه

الهي كه حصبه و طاعون بشی / بالاخره يه جوري داغون بشي

ايشالا كه رقيب و يار غارت / تو سر زنون بيان سر مزارت

× × ×

خدا جونم اين حرفا رو شنيدي / فدات بشم شتر ديدي نديدي

ناله زدن از سر غيظه و بس / اصل قضيه والا چيز ديگه س

بزرگي كن كه نفرينام نگيره /  مصيبتي سرش نياد نميره

يه طوري شه از غصه مجنون مي شم / آوارهء كوه و بيابون مي شم

يه چيزي گفتم كه دلش بسوزه / چشاشو شايد از رقيب بدوزه

گربه مي رقصونه ولي عزيزه / يه كاري كن كه آبروش نريزه

راه اجابت دعامو سد كن / اين حرفا رو زير سبيلي رد كن

خداي من اگر صلاح كاره  / برگرده پيشم بمونه دوباره

اگر نه خاطر خواه هر كي هستش / دستشو بي چونه بزار تو دستش

اگرچه نا حقه ولي حلالش / هر روزي بهتر بشه وضع و حالش

يه تار موش به عالمي مي ارزه

يه كاري كن آب تو دلش نلرزه

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 2:33 | لینک  | 

 

اين شاخ شمشاد شوهره / دسته گله تاج سره

صب مي ره تا شب ددره / مرد تلاش و خطره

كفش و كلاهش آهني / كيف سياهش آهني

اون برو بازوش آهني/ عصاي جادوش آهني

با اينكه اوساي كاره / يه لقمه نون در مياره

نمي سابه كفش و كلاش/ نمي شكنه كيف و عصاش

فكراي عالي مي كنه / جيبا رو خالي مي كنه

پول مياره كرور كرور / خرج مي كنه با ناز و زور

شب كه مياد آقا خونه /  خستهء كار بيرونه

ژست مي گيره باد مي كنه / هي داد و فرياد مي كنه

بچه ها رو كيش مي كنه / سيگارو آتيش مي كنه

تكيه به بالش مي زنه /  طعنه به دود كش مي زنه

رئيس خونه س الكي/  اند بهونه س الكي

هي اخم و تخم و دلخوري /  دور و برش جم نخوري

شام مي خوره چايي مي خواد /  مدرك آقايي مي خواد

ادويه شو چه كم زدي / اَه دلمو بهم زدي

اين چايي بوي بز مي ده  / مزهء آب حوض مي ده

 نق مي زنه نوق مي زنه / بخيه به آبدوغ مي زنه

با خودشم قهره آقا / علامهء دهره آقا

يه روزنامه برمي داره / جدول شو زود میاره

تلوزيونو وا مي كنه / اخبار و پيدا مي كنه

چرت مي زنه گوش مي كنه / عشقو فراموش مي كنه

موبايل شو در مياره /  وصل به شارژر مي ذاره

سر رسيد و وا مي كنه /  صفحه هاشو تا مي كنه

كاراشو تنظيم مي كنه /  وقتشو تقسيم مي كنه

ساعت زنگي مياره / نزديك گوشش مي ذاره

پتو رو زود تا مي زنه / شير جه توي جا مي زنه 

تا خود صب خُر مي زنه /  خواب مي بينه غُر مي زنه

صبح خروس خون بيداره / آهنگ ورزش مي ذاره

هي مي شينه هي پامي شه /  هي مي دوه هي تا مي شه

در كمد و وا مي كنه /  دوباره غو غا مي كنه

پيرهن اتو كردي واسم / لك داره خانم لباسم

دگمه نداره شلوارم /  كو فندكم كو سيگارم

جوراب و عينكم كجاست / دفتر و دستكم كجاست

هول هولي چايي مي خوره /  زود سرپايي مي خوره

ماشين شو گرم مي كنه / صندلي شو نرم مي كنه

گاز مي گيره رم مي كنه /  زحمت شو كم مي كنه

يه روز نو روزي نو / شوهر امروزي نو

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 1:21 | لینک  | 

چرا آن لاين نمي شي صبحه دلم تنگه برات

جينفر لوپز كجايي بيا رستم به فدات

بيا اين چراغ خاموش ضد حاله به خدا

مايهء دلتنگيه ، اند ملاله به خدا

بي تو اين شهر خيالي رنگ و رويي نداره

بي تو رستم بي سبيله هاي و هويي نداره

واسه"پنگليش"نوشتن شور و شوقي ندارم

برا وبگردي و كل كل ديگه ذوقي ندارم

بي تو ملا نقطي ديكتهء من پر غلطه

بي تو رستم بي سواته الكي روي خطه

 

***

جلوه سرابو از زور عطش سر كشيديم

دنبال يه هم زبون به هر دري پر كشيديم

برامون نرمي بالش ديگه لالايي نبود

واسه چشماي خوابالو تو ي چت جايي نبود

گاهي از تايپ زيادي دسامون خسته مي شد

قصه ناتموم مي موند دفتر دل بسته مي شد

تا خود صبح كلاغ خون خوابو هي پر مي داديم

زمانو وصله مي كرديم چين و آستر مي داديم

"آي دي" بعضي مثه زندوني شماره بود

توي اين زندون چت طفلكي دل بيچاره بود

 

***

 اينروزا "بي زي "شدي سرت شلوغه مي دونم

ديگه "اين ويزي" شدي عشقا دروغه مي دونم

ما توي تركيم و روي دلمون پا مي ذاريم

شما رو با "پي اماي" داغ تنها مي ذاريم

نوع ارتباطمون هر چقدم عالي باشه

رمز قفل دلامون حيفه ديجيتالي باشه

عشق اينترنتي والا كار ما نيست اخوي

آدم آهني شدن قرار ما نيست اخوي

دلخوريم از شما نيس زندگي اينجوري شده

دست حق يار شما قسمت ما دوري شده  

 

نوشته شده توسط یواشکی در ساعت 1:35 | لینک  |