تبليغاتX
کاکوتی - لبخند اجباری

اسیر این زمونه چرندیم
زورکی ام شده بایس بخندیم

به ریش نامیزون مون تو آینه
به حال و روزمون که خیلی فاینه

طنزای بی مزه رادیو... چیز
جوکای بی ...یه تند و تیز

اس ام اسای بی سرو ته لوس
پرس شدن لای در اتوبوس

به سوتی گوینده های اخبار
فیلمای سانسوری پر طرفدار
 
به قیمت سیب و خیار و گوجه
شماره ماشینمون که زوجه

به وعده های پوچ ریز و درشت
حوادث روزنامه، کی کیو کشت

به قار و قور دلمون تو موال (گلاب به روتون)
موشای مسموم درشت و سر حال

به این همه نوبر و نو آوری
موبایل اِن نهصد خاله زری

مسابقات و لیگ خر دوانی (دور از جون)
به آبروی رفتهء فلانی...

شکاف کهنه کنار دیوار
به حلقه های گیج دود سیگار

کلاغٍ روی دوشمون نشسته 
مسافرای بی بلیط خسته

شماره دراز کارت ملی
به شلوارای پاره پوره لی

صب تا غروب سگ دو زدن واسه هیچ
سفره بی ماهی و سبزه لیچ

به ابرای عقیم فصل بهار
بن بستای تازه برای فرار

به قلبای فوق لیسانس کینه
کارتونای تکراری "همینه"

حتی به شکلمون که عین ماهه
به بختمون که طبق مد سیاهه

...


درسته، غم امون مونو برید
بی دل خوش نمیشه ساده خندید

حیفه حالا که فصل عطر یاسه
شکلک غم رو لبامون بماسه

به جبر شب پنجره رو نبندیم
به هرچی پاش بیفته باس بخندیم

+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 1:13  توسط یواشکی  |