خواب
گوسفندان را
می شمرم،
گرگ ها
بیدار می شوند...
***
صاعقه
نشت می کند...
نور،
از ترک های
شب شکسته
***
نان دو آتشه
مهربان تر بنویس،
ذهنم خمیر شده...
با این خنجر های خْرد
***
واشر سکوت
نعره زنان
چکه می کنند
شیر های احساس
***
م.ن
من و من،
نیم من که باشیم
من می شویم
***
کی؟
زنجیر ی بافته،
برای اسارت روحش
با حلقه های گم شده...
***
اطفاء حریق
آتش لبخندم را
خاموش می کنند،
اشک هایم...
***
تر وخشک!
صدور حکم جلب...
برای تمام واژه ها،
قاضی سکوت
***
...
بلا تکلیف مانده ام،
با این همه جریمه...
***
شهر
مرداب مصنوعی
آواز قورباغـــــه ها
شب تابستان
***
پارک
می گذریم...
از کنار پنجره های تاریک
و درخت های احمق،
تصویر بیل برد برایمان دست تکان می دهد...
عطر آرمانی بزنیم
لطفاْ...
***
اسب
گل های شقایق...
شبدر های چهار برگ...
یونجه...
علف های هرز...
اسب ها فقط بلدند بچرند...
***
باد...
می چرخد در باد...
آویزان به
لوستر خاموش،
باد کنک قرمز ژاپنی
***
۱۱۰
می ربایند،
رنگین کمان را
ابر های ناخوانده...
***
کثیف تر
سیفون افاقه نمی کند،
دوباره بالا می آیند...
اما کثیف تر،
سوسک ها