آغاز و پایان یکدیگر را در آغوش کشیده اند... تاریکی و روشنی... نیکی و بدی،
آنچه به جا مانده تویی و خون ابدیتی ازلی که در رگهای جان جاری است...
واژه ها کویر هم باشند به عشق نوازش نگاه تو گلستان می شوند،
پنجره تویی که به روی جهان باز می شوی...