همچنان می بارد
بی تو اما بارش، باران نیست
سیل اشکی است
که از چشم جهان می ریزد...

*

زخم روی زخم
مرهمی کو تا نفس تازه کند
روح اسیر من...

*

روی لب هایم
نسیم بوسه ات جاری است
جای گفتن نیست...

*

در صدای بادها توفان محبوسی است
در حریر رودها طغیان خاموشی...
در نگاه ابرها رگبار بی وقتی
در سکوت برگ ها پاییز بی رحمی
در نشاط باغ ها بغض خزان پیدا است
آینه دلواپس فرداست...