سین سربرو
تحملش می کنم بر خلاف فرهنگ لغات افتضاحش و ظاهر عجیبش، چون وجدان و ندای وظیفه حکم می کنه نسبت به هملایفا مهربون باشیم هر چی که هستن...
اما خسته شدم از شقاوت و بی شعوری و بی مهری و بی وجدانی و بی وظیفه گی این نمیدونم چیا...
باید لاین سومی هم باشه که این نمی دونم چیچی ها توش حرکت می کنن که نه تابع ... نه مرید ... نه حامی زندگی...
*اینقد سعی نکنین منو بترسونین و از دنیا برام لولو بسازین... من حتی میون هیولاها شعفناک زندگی می کنم تا هستم...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶ ساعت 4:37 توسط یواشکی
|