میگم: این رژ لبه به درد دخمل موطلاییا می خوره...
میگه: اعتماد به نفس داشته باش! 
می خندم و میگم: من خدای اعتماد به نفسم...
با همه مدل ظاهری زندگی کردم...
چقد ملت مونث بابت بینی عقابی و مابقی قضایا(بسته به زمان وقوع) مسخره ام کردن ومن سیب زمینی رسمن...
خیلی هم خوشگلم ولی ماگیت بینگیلو دوس ندالم.
بعد خانم فلوشنده خیلی متفکرانه و کتابی میگه:
درون ادم باید زیبا باشه... 
و من از بس از هشت سالگی این جمله رو شنیدم خسته ام...
تو دلم میگم: ولم کنین...
خسته شدم از این همه تکرار...
نظم و ترتیب درون ظاهر بیرونی ادمم زیبا می کنه... ترو خدا یه جمله از خودتون بگین...
دارم نا امید میشم که بشر چرا موقع حرف زدن از
گستره وسیع فکر و لغات خودش فراریه...
ترو خدا اینقد قاضی مقطعی نباشین... هیشکی نمی دونه به من چی گذشته...