بیراهه
تو مثه یه تیکه سنگی، بی خیال و بی اراده
نمی دونم کی هلت داد، سر راهم توی جاده
با سقوطت مثه کوهی، کمر راهو شکستی
تو گلوی جاده هامو، مثه بغضی کهنه بستی
به امید این که شاید، بشکنه طلسم تیره
از تو قلب سنگ خارا، یه پرنده پر بگیره
پشت سد قامت تو، کنج سایه ها نشستم
برای پیش تو موندن، چشامو رو دنیا بستم
لحظه ها مثه پرستو، گم شدن تو قصهء کوچ
زندگی مچاله می شد، توی کوله باری از پوچ
فرصتامون مثه ابرا، از کنار ما گذشتن
آرزو ها قهر و زخمی، کندن از ما برنگشتن
ما به تکرار نبودن، ما به هم عادت نکردیم
حالا از بیراهه هامون، راهی فصلای سردیم
وقتی راهمونو بستی، چاره مون بیراهه ها بود
دلامون اگه یکی بود، جاده ها همیشه وا بود
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۶ ساعت 0:33 توسط یواشکی
|