۱)

بار سنگین عشق،
دیری است
تن به غزل نمی دهند
واژه ها هم

***

۲)

تصور مبهم شان
از مناظر را
بر پرده ها
نمایش می دهند
پنجره ها

***

۳)

رد پای عقاب ها
بر زمین...
کر می شوم
از صدای
چهار نعل تاختن اسب ها...
روی ابرها

***

۴)

مثل خرگوشی خسته
خیره می شوم...
در آینه بی انعکاس
چشمان گرگها

***

۵)

بر دامنه شب
ستاره ها می درخشند...
شبیه چشم گرگ های
پنهان شده 
در تاریکی

***

۶)

ملحفه های سپید قدیمی
در صندوقچه ای قفل
پر از لکه های زرد و پلید،
زایمان جن ها...

***

۷)

بر نگرد،
قرار نیست کاخی بسازم
بر ویرانه های
عمارت قدیمی عشق...

***

۸)

 گنج دلم،
 ویرانه روحم را
دوباره می سازم
سر سبز تر از پیش