تنها ترین تنهای شب، غزل ترین غزل بگو
حـــکایت دلای ماس، پنجره های روبرو

اسیر واژه ها نباش، ترانه ها بی حوصله ن
کبوترای کاغذی، زخمی و سر تا پا گله ن

لال زبونشون واسه، موجای دریایی شدن
زندونی حقارت، عشقای هر جایی شدن

نگاهتو ازم نگیر، یه دنیا حرف تو نگات
تنها مسیری که میشه، پیاده اومد پا به پات

بگو بدون کلمه، بی واژه های آس و پاس
بگو بدونم آخرش، مقصد دل هامون کجاس...