کاش می دونستم این روزا کجای این جهنمی
کجای این ویرونهء سرما و دود و آدمی
توی کدوم کوچهء شهر؟ پشت کدوم پنجره ای؟
مسافر کدوم نگاه؟ قلب کدوم شب پره ای؟
این روزا گنجشک دلت برای کی پر می زنه؟
دسای ململت بازم حصارغم رو می شکنه؟
والا بلوره دلامون، قلعهء رنگی نمی خواد
فرشتهء نامحرمُِ و پردهء سنگی نمی خواد
کاش می دونسم هنوزم کنج دلت جایی داری
تو خلوتت یواشکی اسممو بازم میاری
دلم خوشه به هیچ و پوچ دل خوشیامو نشکنی
می دونی باورم نشد توام یه کوه آهنی
ساعت لعنتی چه زود ناقوس صبحو می زنه
شب مثه من یه عاشقه که از تو دل نمی کنه
دلم می خواس نسیمکی عطر صداتو بیاره
روی بیابون لبات دوباره بارون بباره