* بابا با قیافه عصبانی و حق به جانب میگه: مورچه ها رو بد عادت کردی از بس خرده ریزاتو می ریزی تو تاقچه... اونا هم دور هم جمع می شن به هواش کنفرانس می ذارن! حالا بیا و به بابا بقبولون خورده ریزای من توی تاقچه هیچ کدومش خوراکی نیست!
 
* هزار پا شدی از بس کفش خریدی...
 
* قرار بود باد بیاد، هوا ابری بشه، بارون بباره، برف بیاد... اما باد اومد، ابرا رو برد... آفتاب دیروز و امروز یه ریز به ریشمون خندید بسکه هوا شناسیمون بیسته!
 
* شوفریت مزمن بد دردیه... مخصوصاً وقتی عاشق مسافر زدن باشی و غرورت اجازه نده!
 
* گرم ترین قسمت دنیا جیبای خودمه که بی هیچ توقعی هوای دستامو داره!
 
* پای بخاری کدو حلوایی می خورم و به هیچی فکر نمی کنم... آقا سگه پشت پنجره متفکر خیره شده تو چشمام و با دقت نگاهم می کنه... نمی دونم دلش کدو حلوایی می خواد... یا با خودش میگه: مردی بیا اینور نرده ها استخون به نیش بکش و عین من تو سرما بلرز به هوای مواظبت از چیزهایی که هیچ ربطی بهت نداره!
 
* آقا و خانم، کلمات مفیدی هستن که اگه دنبال اسم افراد گذاشته بشن به هیچ جای هیچ کس بر نمی خوره که هیچ... همه هم خوشحال می شن که ببینین سطح فرهنگ اجتماعی بشریت به موازات ادعا شون افزایش پیدا کرده...