تل اشک!
* این قدر برف نباره تا بهمن بیاد زیرش بمونیم!
* تو این ده کوره مجازی همه دوستن... بعضیا دوست تر، همین.
* از بس بزرگ شدم کوه ها زیر پام له می شن... «غول خیابونی» شدم.
* دعا خریدم... اما تو بلد نبودی ببینیش!
* آینه ها چشم دیدن از ما بهترونو ندارن... از ما بهترونم مواد لازمو واسه مرئی شدن!
* قله ها زیادی خودشون دست بالا می گیرن... دقیقاً به همین دلیل واسه سرزدن بهشون کپسول اکسیژن لازم داری با کلی تجهیزات گرونقیمت کوهنوردی... تازه معلوم نیست بین راه با دره ای، آبشاری، صخره ای، ریزش سنگی... و از این قبیل بلایای طبیعی استادانه مفقود الاثرت نکنن!
* پا تو کفش بزرگان نکن... مهمونی شون تموم می شه میان کفشاشونو پاشون کنن به هوای تاریکی عمداً لهت می کنن... اثبات وجود نور افکن در محل هم بی فایده است چون له شدی رفته دیگه.
* باز چه نقشه ای کشیدی؟ اعتراف کن تا خدا دستتو رو نکرده!
* نگرفتم... می دونستم یه چیزی پشتش هست شیطان کوچک!
* قراره بازی کنیم حضرت هنر مفهومی؟! باشه هستم... راس میگی عنوان متنو حدس بزن!
+ نوشته شده در شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ساعت 22:16 توسط یواشکی
|