خوب که نگاه کنی
هیچ کس نیست...
تنهایی تعریف تکراری
حس حضور همیشگی هیچ کس هاست

]

نه بارش بارانی
نه نوازش نسیمی
برگ ها غبار گرفته اند

]

تمامی حروف لال می شوند...
وقتی چشم های تو
دوستت دارم را فریاد می زنند

]

چه پوچی سنگینی را بدوش می کشند
پرندگان مهاجر،
بال ها هم اضافه اند

]

مهربانی
پرنده ای است
با بال هایی به لطافت عشق
در آسمانی
به وسعت تنهایی

]

قاصدک ها را به باد بسپار...
برای گشودن تمامی پنجره ها
نسیم معطر نگاهت کافی است