حضور
خوب که نگاه کنی
هیچ کس نیست...
تنهایی تعریف تکراری
حس حضور همیشگی هیچ کس هاست
]
نه بارش بارانی
نه نوازش نسیمی
برگ ها غبار گرفته اند
]
تمامی حروف لال می شوند...
وقتی چشم های تو
دوستت دارم را فریاد می زنند
]
چه پوچی سنگینی را بدوش می کشند
پرندگان مهاجر،
بال ها هم اضافه اند
]
مهربانی
پرنده ای است
با بال هایی به لطافت عشق
در آسمانی
به وسعت تنهایی
]
قاصدک ها را به باد بسپار...
برای گشودن تمامی پنجره ها
نسیم معطر نگاهت کافی است
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 19:25 توسط یواشکی
|