گردش علمی
گردش علمی
پدر:حالا که فکر رفتنی بابا جون
اینه عزیز آدرس شهر تهرون
بخوای نخوای گور و گمی بابایی
نشونیا شو بنویس یه جایی
***
بین دوسه تا رشته کوه مهیب
شهریه با عمارتای عجیب
شمال شهر بهشت برج و باغه
ساختموناش عینهو چلچراغه
جنوب شهر کهنه و پاره پوره
انگاری دیو توش می کشه تنوره
ساختمونای باریکش مناره
کوچه خیابوناش شبیه غاره
خونه های فسقلی قد غلبیر
که آدما رو کشیده به زنجیر
***
می رسی به شهری که رنگ دوده
آسمونش از زور دود کبوده
وارونه می شه توش دما همیشه
نترس بابا کسی خفه نمی شه
دودی شده اصالتن ذاتشون
بدون دود لنگه اموراتشون
***
زیرِ معابرش پره تونله
موشای قد گربه توشون وله
گربه های براق داره این هوا...
سگای قلچماق داره این هوا...
سوسک و پشه سر جهاز خونن
سوراخ وسنبه هارو خوب می دونن
میوه های درختاشون کلاغن
که اینروزا حسابی توی باغن
بحث مدرنیته رو بورسِ داغه
خروس شهری بابا جون کلاغه
***
نصف جماعت که زیر زمینن
میرن جمال مترو رو ببینن
قطار شهری که میگن اون زیره
از بس شلوغه نفست می گیره
پاتوق دزد و جیب بر و کف زنه
از پسشون برنمیای یک تنه
ملتو عین ببعی روی هم
می چپونن تو واگنای محکم
عینهو ساردین وسوسیس دودی
پرس می شن بصورت عمودی
***
خودرو های دستهء جمعیش کمن
قوطی کنسرو پر از آدمن
از سر ایستگاها به ضرب فشار
مردمو رو هم می کنن تلمبار
تاکسی که تکلیفش دیگه روشنه
قلفتی پوست آدمو می کنه
در بستی و تک سرنشین و خالی
مسیرشون: فقط همین حوالی
از سر ایستگاها اساسی جیمن
خطی یای صراط مستقیمن
***
ترافیک خیابونا رواله
خلاصیه ازش دیگه محاله
طرح ترافیک یه رقم بازیه
هر کسی آرم داره ازش راضیه
همه چی رو براهه جز قافیه
فایده نداره زوج و فرد کافیه
برای این جمعیت نجومی
وسیلهء نقلیه عمومی
از برج و بارو اثرش بیشتره
اما کی حرف مردمو می خره
دستای آدما همش رو بوقه
اینم خودش یه جورایی نبوغه
یه بوق ینی سلام و حال و احوال
یه بوق ینی گمشو کنار بی خیال
یه بوق ینی رد شو بابا فس فسو
یه بوق ینی گل گیر و بردی عمو
یه بوق ینی چه صحنهء قشنگی
یه بوق ینی... سوارشو جنگی
***
اندر باب نصیحت نگارنده:
اینهمه آلودگیه اساسی
ُتو فکر بوقی خیلی بی کلاسی
میون این همه صدای ناجور
تو گیر دادی به وز وز زنبور
نصفه شبا صدای تیر آهن
گُرگُر بیل و مته که تو راهن
بلن گوی... و سبزی فروش
صدای ضبط بر و بکس سروش
و...
اما:
خیا بوناش داغون و وصله پینن
مفلس ترین قسمت سرزمینن
تو هر گوشه مته و بیل و لودر
خیابونا رو می کنن ِقر و ِقر
هرکی به یه بهانه چاله کنده
نشتی آب و گاز و محض خنده
سر به هوا راه نری واشتباه
از چاله در بیای بیفتی تو چاه
***
پارکاش واسه تبادل مواده
از نوع دس به دس و خیلی ساده
پاتوق اهل هرویین و اکسه
مکان امنی واسه عشقه و...
خلاصه جایی واسه مهر ورزیه
چشاتو گرد نکن بابا جون چیه؟
ندید بدید نبودی که این همه
خب ورزش جدیده جاشم کمه
***
تو سر چار راها و زیر گذر
وول می زنن گدا های معتبر
سه نقطه های خوش ادا و رفتار
خیابونو بند میارن با اطوار
گدا ها با سایزای جور و واجور
حمله میارن طرف تو ناجور
دعایی، فال حافظی ،آدامسی
فروش گل یا چسب زخم و شانسی
هر آت و آشغالی رو می فروشن
با روداری ملتُ هی می دوشن
سه نقطه ها که حالشون معلومه
توجیهی بابا جون برات مفهومه؟
***
تمومه مردم اهل ناف تهرون
بچه های اصیل و ناب شمرون
ازهر ولایتی که صادر شدن
تو دل تهرون یهو ظاهر شدن...
بنده از آذر با یجان گلمیشم
ولی خودم ِچه بچهء تجریشم
لهجهء من که از شما سر تره
بچهء گیشام کُخ می ریزی یَره؟
...
***
فوت کوزه گری:
پس از کسی نپرسی اهل کجاس
خیلی مهمه یاد بگیری باهاس
***
چون می دونم که میری و نمیای
خدا به همرات بابا جون و بای بای
خوب می دونم نرفته ساکن میشی
دو روز دیگه توام مال تجریشی
مهرهء ماره توی این دود و دم
خالی می شن شهرای دیگه کم کم
مطئنم که زرق و برق این شهر
با این ولایت تو رو می کنه قهر
برو پشیمون میشی من می دونم
با این خیال منتظرت می مونم...