تورنادو...
انگار تو مرکز یه گرد بار عظیم هستم... بذار همه چیز بانهایت سرعت بچرخه... خیزش و چرخشی که محکوم به فرونشستنه...
و وقتی که این غبار خشمگین فرو بشینه... هنوزم می تونی عاشقانه دنیا رو نگاه کنی... چون بی هیچ دارایی... همه چیز داری... تو همون یه نقطه که از گرد باد در امان مونده!
*وان را به دو حرف مختصر خواهم کرد...
+ نوشته شده در شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ ساعت 20:43 توسط یواشکی