اصل مطلب روایت دل بود... رعایتش کردیم و نشد... نگاشتیم و نگاشتیم و قلوه سنگ عزیز تر از جانمان زیر رسوب کلمات آبرفتی فسیل شد و فی الواقع به هیچ ترفندی دستمان به پر شالش هم نرسید و نمی رسد و نخواهد رسید...
در ذوقستان هم تخته شد و عاشقیتمان معقول... عشق معقول هم که مقبول در گاه حق نمی افتد و از درجه اعتبار ساقط است...
از علی و حوضش هم مطلقاً خبری نیست... بنا بر اخبار واصله طفلک بالاجبار به خاطر نجات جان کودکان سمج وآتش پارهء مستقر بر پاشویه، تصمیم بر خشکاندن حوض گرفت و درونش را از بالش  پر کرد تا از شکستن سر و کله اطفال و دست و پای آبروی خویش ممانعت به عمل آورد و از جیغ و نفرین خانم والده های محترمه در امان بماند...
اما شایعه سازان شکر شکن شیرین گفتار فرموده اند که: در شمال و جنوب و مغرب و مشرق بلاد مریخ شپش محکم اپیدمی شده و به جان کل طبقات اجتماعی فضایی افتاده آنچنانکه شپش ها مخیرند هر کجا میلشان کشید معلق بزنند و آمار طاس ها تصاعدی بالا رفته و کسی در فکر شمردن نقطه ای این نیست...
و اما... در این که مرغ همسایه آنجلینا جولی است شکی نیست و تلاش بر بی مقدار جلوه دادن ما کیان همسایه بی ثمر...
جالب اینکه... فراموش می کنند حکم مرغ هسایه در مورد اندرونی خودشان هم به شدت قابل اجراست...
کنه ها دراکولا های مینیاتوری قانع و مهربانی هستند که قلپی خون بیشتر نمی مکند و با سگ ها قرابت دیرینه دارند...  برای خلاصی از شرشان چاره ای نیست فقط بایستی زاد و ولدشان تحت کنترل باشد... هرکه سگ خواهد  جور کنه ها را هم حکماً باید بکشد...
تا نهنگ نباشی نمی توانی طول و عرض اقیانوس را بپیمایی... ولی نهنگ بد طینتی که مدام با ضربات دمش کشتی ها و قایق ها را خرد و خمیر کند بناچار سراز سرخاب سپیداب نسوان محترمه  در می آورد...
سکوت سنگ ها عقرب ها را متواری نمی کند...