رقص زندگی...
با پاهایی زخم آلود
بر جاده های ناهموار و سیم های خاردار
شادمانه می رقصد
آهنگ زندگی آنقدر دلنشین است
که مجال غم نیست
شادترین رقص ها بر ناهموار ترین صحنه ها
هنر ماست...
*
از پنجره آرزو ها به تو خیره شده ام...
که در بیغوله ها بدام افتاده ای
شاهزاده رنگین کمانی ام
ردای ظلمت برازنده تو نیست...
*
رعد می غرد...
صاعقه عشق باز درختی را
*
چشم های خونین
تن پوش های کدر...
از میان غم ها می گذرم
سبک بال و فارغ
چه در قعر خاک باشم
چه در اوج افلاک
بامنی...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۴ ساعت 3:55 توسط یواشکی
|