با پاهایی زخم آلود
بر جاده های ناهموار و سیم های خاردار
شادمانه می رقصد
آهنگ زندگی آنقدر دلنشین است 
که مجال غم نیست
شادترین رقص ها بر ناهموار ترین صحنه ها
هنر ماست...

*

از پنجره آرزو ها به تو خیره شده ام...
که در بیغوله ها بدام افتاده ای
شاهزاده رنگین کمانی ام
ردای ظلمت برازنده تو نیست...

*

رعد می غرد...
صاعقه عشق باز درختی را

*

چشم های خونین
تن پوش های کدر...

از میان غم ها می گذرم
سبک بال و فارغ
چه در قعر خاک باشم
چه در اوج افلاک
بامنی...