من و تو برای هم گرگیم و واسه گر گا بره
اوج ابرا سهم مونه اما موندیم ته دره
همهء دار و ندار ما همین دلای خسته س
آینه ها مارو نمی خوان بسکه روحمون شکسته س
دس تو دست هم غریبیم با همه عالم و آدم
گاهی هم هم خونه می شیم اما تو قبیلهء غم
ما باهم می خندیم اما تو دلامون بغض و نفرت
واسه هم حکم عذابیم ما فرشته های وحشت
آخه تا کی می شه پشت صورتک ها مون بمونیم
قصه مونو از کتاب کهنه ء تاریخ بخونیم
چرا باید برای هم حکم تهدید و فنا شیم
تو روزای بی کسی مون جون پناه هم نباشیم

***
دلشون می خواد که ما ها دشمن خونی بمونیم
ما عروسکیم براشون خودمونم خوب می دونیم
سرنوشتمون همینه یه عروسک شکسته    
کنج خاطرات تارش بین رویا ها نشسته
اینه تصویر من و تو که اگه باقی بمونه
بالای شاپرکا رو مثه امروز می سوزونه

*ممکنه بعضی جاهاشو عوض کنم حالا همینجوری داغ داغ بخونین...