بوسه
لیوان نیم خوردهء آب؛
بر جای محو لب های تو
بوسه می زند
کوران باورم؛
سرخ و آتشین
عطش...
بیدار می شود،
لب های ترک خوردهء قلم،
واژه ای که نیست،
پنهان نمی کنم تو را
لای دفترم،
باید ترانه خواند...
اما،
دلم کجاست؟
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 22:58 توسط یواشکی
|