یه خونه لازم دارم که پنجره هاش رو به زندگی باز بشه... یه پیانو و سفر اکتشافی به دور دنیا... 

باید دری باشه که از "هیچ " بری بیرون و به "... " برسی... به تندیس گرگ و میش حیات... به فرمانده کل... به کسی که دنیا نتونه رو حرفش حرف بزنه... به خودت... 

چرا واژه "هیچ" یه متضاد درست حسابی نداره وقتی همه چیز هست!